تبليغاتX
roozaneh - پیام مدیر

news-photos-videos






پیام مدیر | دوشنبه سوم فروردین 1388 | 15:4 

تصویر روز

باد دیشب به پنجره ی اتاقم زد . پنجره را باز کردم . باد هنوز بهاری نشده بود و سوز

سردش صورتم را سوزاند.باد هو هو کشان خبر داد که ننه سرما دارد بقچه اش را جمع

می کند.به آسمان نگاه کردم او با همان صورت سفید اما گرمش به من نگاه کرد و گفت:

اگر رفتم و ندیدمت ...بهارت مبارک!

بهار!من حیات را در گل گلدان کوچکم یافتم !تلاشش برای دوباره جان گرفتن را و و این که

آرام خمیازه می کشد و کم کم بیدار میشود.چیزی نمانده که تلاشش برای شکوفه دادن

نتیجه بدهد.هر روز نگاهش میکنم چون تنها یک لحظه است.تنها و تنها یک لحظه است.

و تا سال بعد دیگر تکرار نمیشود.لبخند شکوفه اش شکوفه ای که تازه متولد شده و

سودای میوه شدن را در سر می پروراند البته زیاد طول نمی کشد تا بفهمد که میوه

نمیدهد اما در همان مدت کوتاه گل دادنش،شادی لبریز از محبتی به اطرافیانش می بخشد.

نشاطی به لطافت باران ، به هفت رنگی رنگین کمان و .....!

دوست خوبم!امیدوارم تو هم مانند گل من ،زیبایی های کوتاه مدت اما بزرگی را که در خاطره ها

می ماند، درک کنی و هیچ گاه از یاد نبری که در یادم گلی هستی که هیچ گاه پژمرده

نمیشود و روحم را سرشار از محبت وصف ناپذیری میکند! و بدان که هرگز خورشید

نگاهت در قلبم غروب نمی کند!

عیدت به اندازه ی همان ده تای بچگی مان مبارک!

 

با تشکر از میترای عزیزم

 

كاري از : bahareh | + | موضوع: |