تبليغاتX
roozaneh

news-photos-videos






دو قلو های به هم چسبیده | چهارشنبه هجدهم دی 1387 | 13:47 

دو قلو های به هم چسبیده (31 عکس)

برای دیدن عکس ها به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب ...
كاري از : bahareh | + | موضوع: |

طنز | چهارشنبه هجدهم دی 1387 | 13:38 


سوال از بوش


جورج بوش در بازدید از یک مدرسه ابتدایی، وارد یک کلاس می شود و به بچه ها می گوید که می توانند هر سووالی دارند از او بپرسند یک پسر بچه دستش را بلند می کند.
جورج بوش می پرسد: اسمت چیه، کوچولو ؟
اسمم بیلی است و سه تا سووال دارم
سووال هایت را بپرس عزیزم .
اول، چرا سلاح کشتار جمعی در عراق پیدا نشد؟
دوم، چرا با وجود اینکه رای ال گوربیشتر بود، شما رئیس جمهور شدید؟
سوم، چرا بن لادن پیدا نشد؟
همان لحظه زنگ تفریح می خورد و جورج بوش می گوید که بعد از زنگ تفریح به سووال و جواب ادامه می دهد. بعد از زنگ تفریح یک پسر بچه دیگر دستش را بلند می کند .
جورج بوش از او می پرسد: اسمت چیه، کوچولو؟
اسمم جانی است و پنج تا سووال دارم .
اول، چرا سلاح کشتار جمعی در عراق پیدا نشد؟
دوم، چرا با وجود اینکه رای ال گوربیشتر بود، شما رئیس جمهور شدید؟
سوم، چرا بن لادن پیدا نشد؟
چهارم، چرا زنگ تفریح بیست دقیقه زودتر خورد؟
پنجم، بیلی کجاست؟


عشق داماد به مادر زن

زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.

یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند
.

یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم میزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت
.

دامادش فوراً شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد
.

 

فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»



زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد.

 

داماد دوم هم فردای آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت
»

 
نوبت به داماد آخری رسید.



زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.

 

اما داماد از جایش تکان نخورد
.

 

او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم؟



همین طور ایستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد.



فردا صبح یک ماشین بی ام ‌و آخرین مدل جلوی پارکینگ خانه داماد سوم بود که روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»


قوانینی که نیوتن از قلم انداخت

 

قانون صف:
اگر شما از یک صف به صف دیگری بروید سرعت صف قبلی بیشتر از صف جدیدتان خواهد شد.

قانون تلفن:

اگر شماره ای را اشتباه بگیرید آن شماره هیچ گاه اشغال نیست!

قانون تعمیر:

بعد از این که دستتان حسابی روغنی شد بینی شما شروع به خارش می کند!

قانون کارگاه:

اگر چیزی از دستتان بیفتد قطعا به دور ترین گوشه ممکن پرتاب میشود.

قانون معذوریت:

اگر بهانه تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشینتان باشد روز بعد واقعا به خاطر پنچر شدن ماشین دیر به اداره می رسید!

قانون حمام:

وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن زنگ میزند.

قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید به شدت افزایش می یابد.

قانون اثبات:

وقتی می خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمیکند کار خواهد کرد!

قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

قانون تئاتر:

کسانی که صندلی آنها از راهرو ها دورتر است دیرتر می آیند.

قانون قهوه:

قبل از نوشیدن اولین جرعه از قهوه داغتان رئیس تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول میکشد.

 

كاري از : bahareh | + | موضوع: |